الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )
46
كفاية الأصول ( فارسى )
تشريح المسائل ( مقدمه : ) * پيوند ميان الفاظ و معانى چگونه پيوندى است ؟ 1 - برخى مثل صيمرى بر اين اعتقادند كه ارتباط ميان الفاظ و معانى ، ذاتى و طبيعى است ، مثل : ارتباط دود و آتش . 2 - برخى مثل مشهور ، ارتباط مزبور را جعلى و وضعى مىدانند . مثل : علائم راهنمايى . 3 - برخى هم اين ارتباط و علقه را ، هم ذاتى و هم جعلى مىدانند . * كداميك از اقوال فوق بر حقّ است ؟ قول دوم . * چرا ارتباط و علقهء الفاظ و معانى نمىتواند ذاتى باشد ؟ زيرا : در اين صورت بايد در هر زبانى مثلا : فارسى ، عربى ، لاتين و غيره از هر لفظى كه عنوان مىشد و يا مىشود ، معناى مخصوص آن را بفهميم ، همانطور كه هركسى در هركجا از ديدن ردّپايى به وجود روندهء آن مىبرد ، و حال آنكه ما بدون يادگيرى لغات مختلفه چنين فهمى را از الفاظ نداريم . * با توجه به مطالب فوق دلالت الفاظ بر معانىشان تابع چه امرى است ؟ چنان كه در قول دوم آمد ، تابع وضع واضع است ، و لذا اهل منطق ، دلالت الفاظ بر معانى را از نوع دلالت وضعيّه و به عبارت ديگر جعليّه و اعتباريه قرار مىدهند كه در مقابل دلالت عقليه و طبيعيّه است . * واضع كيست ؟ اشاعره مىگويند : واضع اوليه خداوند است . يعرب بن قحطان مىگويد : واضع در هر زبانى ، فرد خاصى است . اكثر اهل ادب قائلند كه هركسى از آحاد بشر مىتوانسته و مىتواند واضع بوده باشد . * كدام قول از اقوال مذكور صحيح است ؟ قول سوم . * چرا ؟ زيرا : بشر مدنى بالفطره بوده و اجتماعى است و اين زندگى نيازمند تعاون و تعاون نيازمند